محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1577
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كردند ، آنگاه خداوند عز و جل روميان را هزيمت كرد و مسلمانان بسيار كس از آنها بكشتند و روميان وارد دمشق شدند و دروازه ها را بستند و مسلمانان شهر را در محاصره گرفتند تا گشوده شد و جزيه دادند . « در اين اثنا نامهء عمر در بارهء سالارى ابو عبيده و عزل خالد بن وليد رسيده بود ، اما ابو عبيده شرم كرد و نامه را براى خالد نخواند تا دمشق گشوده شد و صلح به دست خالد انجام گرفت و نامهء صلح به نام وى نوشته شد . « و چون دمشق صلح كرد باهان سالار روميان كه با مسلمانان جنگيده بود به هرقل پيوست . فتح دمشق به سال چهاردهم هجرت در ماه رجب بود . « پس از صلح ابو عبيده امارت خويش را نمودار كرد و خالد را عزل كرد . « و چنان بود كه مسلمانان و روميان در شهر عين فحل ميان فلسطين و اردن تلاقى كرده بودند و جنگى سخت كرده بودند و پس از آن روميان سوى دمشق رفته بودند . اما در روايت ابو عثمان چنين آمده كه مسلمانان در يرموك بودند و با روميان به سختى در جنگ بودند كه قاصد آمد و خبر مرگ ابو بكر و سالارى ابو عبيده را آورد خبر يرموك و خبر دمشق در اين روايت جز آنست كه در روايت ابن اسحاق آمده كه ما قسمتى از آن را ياد مىكنيم . گويد : « وقتى عمر رضى الله عنه از خالد بن سعيد و وليد بن عقبه خشنود شد اجازه داد به مدينه بيايند زيرا به سبب فرارى كه كرده بودند ابو بكر از ورود مدينه منعشان كرده بود و سوى شام پس فرستاده بود و گفته بود : « بايد تلاشى كنيد و محنت ببريد به هر يك از اميران كه مىخواهيد ملحق شويد . » آنها نيز به سپاه شام ملحق شدند و محنت بردند و تلاش كردند .